تبليغاتX
شعر

 

حيلت رها كن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو

واندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خويش را بيگانه كن هم خانه را ويرانه كن

و آنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

بايد كه جمله جان شوي تا لايق جانان شوي

گر سوي مستان ميروي مستانه شو مستانه شو

نوشته شده توسط زهرا در ساعت  | لینک 

 

به نام خدا

دست تو باز میکند پنجره های بسته را

هم تو سلام می کنی رهگذران خسته را

دوباره پاک کردم و به روی رف گذاشتم

آیینه قدیمی غبار غم نشسته را

پنجره بی قرار تو  کوچه در انتظار تو

تا که کند نثار تو لاله دسته دسته را

شب به سحر رسانده ام دیده به ره نشانده ام

گوش به زنگ مانده ام جمعه عهد بسته را

این دل صاف کم کمک شده است سطحی از ترک

آه شکسته تر مخواه آیینه شکسته را

سهیل محمودی

نوشته شده توسط زهرا در ساعت  | لینک  | 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت  | لینک  |